سخت ترین زبان کدام است؟

سخت ترین زبان کدام است؟
تا کنون فکر کرده اید که آموختن کدام زبان از همه دشوارتر است؟ اگر مدتی است که مشغول یادگیری زبان خارجی هستید ، شاید گمان کرده اید که سخت ترین زبان را برای یاد گرفتن انتخاب کرده اید. آیا واقعا یادگیری یک زبان نسبت به زبان دیگر مشکل تر است؟ عوامل مختلفی یادگیری زبان را آسان یا دشوار می کنند. مهم ترین آنها زبان مادری شماست
سخت ترین زبان کدام است؟

زبانی که با آن گفتگو می کنید ، با آن رشد کرده و بزرگ شده اید. این زبان می تواند بیشترین تاثیر را روی زبان هایی که می آموزید ، بگذارد. عوامل دیگری مانند: الفبا ، سیستم نوشتاری ، قواعد و دستور زبان ، صداهای جدیدی که باید تولید کنید. این در واقع ترکیبی از مشخصه های یک زبان و نیز تجربیات شخصی شما ست . اما اگر اکثریت مردم موافقند که یادگیری زبانی دشوار است ، پس احتمالا همین طور است. اکثریت مردم زبان چینی را سخت می دانند. دو دلیل برای این مطلب وجود دارد. گرامر زبان چینی سخت نیست چون واقعا دستور زبان چینی بسیار آسان است. این تن صدا هاست که کار را دشوار می کند. یک کلمه را می توان با چهار تن صدای مختلف گفت و از آن چهار معنی متفاوت برداشت کرد. در بعضی لهجه های دیگر مثل(Cantonese) ۹ آهنگ مختلف صدا وجود دارد . دلیل دیگر دشوار بودن زبان چینی سیستم نوشتاری سنتی آن است که هم اکنون نیز بطور گسترده ای مورد استفاده قرار می گیرد. برای هر کلمه یک سمبل و نشانه وجود دارد و یادگیری نوشتن و خواندن چند هزار کلمه ی اصلی زبان چینی را دشوار می سازد.

از دیگر زبانهای دشوار می توان از عربی ، روسی ، ژاپنی ، لهستانی و بسیاری دیگر زبان ها نام برد. چه چیزی باعث دشوارتر یا آسان تر شدن زبانی از زبان دیگر می شود. متاسفانه پاسخ ساده ای برای این سوال وجود ندارد. برخی زبان های دارای ویژگی هایی هستند که یادگیری آن ها را از زبان های دیگر آسان تر می سازد. اما بیشتر بستگی به زبان هایی دارد که شما با آنها آشنایی دارید ، بخصوص زبان مادریتان. زبان مادری شما موثرترین عامل در یادگیری زبان های دیگر است. زبان هایی که وجه تشابهات بیشتری با زبان مادری داشته باشند ، یادگیری شان آسان تر خواهد بود. زبان هایی که کمتر مشابه زبان مادری باشند ، آموختن شان دشوارتر است. بسیاری از زبان ها بینابین قرار دارند. این مطلب دو طرفه است ، برای شخص چینی زبانی که قصد یادگیری زبان انگلیسی را دارد، زبان انگلیسی همان قدر سخت است که یک فرد انگلیسی زبان بخواهد زبان چینی را بیاموزد.

● زبان های مرتبط:

یادگیری زبانی که ارتباط نزدیکی با زبان مادری دارد ، بسیار آسان تر از زبانی است که کاملا با زبان مادری بیگانه است. زبان های مرتبط در بسیاری از موارد مشابه و مشترکند و با مفاهیم جدید کمتری در ارتباط هستند. از آنجا که زبان انگلیسی یک زبان ژرمن است ، زبان های آلمانی ، نروژی ، سوئدی ، اسکاندیناوی کاملا به یکدیگر مربوط می باشند و یادگیری آنها نسبت به زبان های غیر مرتبط بسیار آسان تر است.

● گرامر مشابه:

یکی از مشخصه های مشترک بین زبان های مرتبط است. در زبان سوئدی ترتیب کلمات و صرف افعال شبیه به زبان انگلیسی است که در نتیجه یادگیری آن نسبت به زبان آلمانی آسانتر خواهد بود. زبان آلمانی به مراتب از لحاظ ترکیب کلمه و صرف فعل پیچیده تر می باشد. اگر چه هر دو زبان مرتبط با زبان انگلیسی می باشند ، زبان آلمانی دارای دستور زبان پیچیده تری است. زبان های رومنس (فرانسه ، ایتالیایی، پرتغالی و تعدادی دیگر از زبان ها) دارای ویژگی های مشترک بسیاری هستند ، چرا که از زبان لاتین بوجود آمده اند. برای کسانی که به یادگیری یکی از این زبان ها مشغولند ، بسیار متداول است که یک یا دو زبان دیگر در این گروه را نیز می آموزند. این زبان ها بقدری شبیه بهم هستند که می توانید یک یا دو زبان دیگر را همزمان بیاموزید.

وجوه مشترک تنها در زبان های مرتبط رخ نمی دهد. زبان های متفاوت هم می توانند کیفیت های مشابهی داشته باشند. انگلیسی و چینی در واقع دستور زبان مشابهی دارند که تا حدودی مشکلاتی برای افراد چینی زبان بوجود می آورد.

● لغات هم ریشه و قرض گرفته شده:

این از مشخصه هایی است که زبان های رومنس را به یکدیگر شبیه می سازد و در این مورد با زبان انگلیسی وجه مشترک پیدا می کنند. زبان های رومنس اکثر لغات خود را از لاتین گرفته اند. زبان انگلیسی بسیاری از لغات خود را مستقیما از لاتین گرفته است و بقیه کلمات از زبان فرانسوی قرض گرفته است. تعداد بی شماری از لغات فرانسوی در زبان انگلیسی وجود دارد. به این دلیل است که اسپانیایی ، فرانسوی ، ایتالیایی از دیگر زبان ها آسان تر بنظر می رسند. همیشه لغات قرض گرفته شده بین دو زبان وجود دارد. تعداد شگفت آوری از لغات انگلیسی در زبان ژاپنی موجود است که کمی با تلفظ ژاپنی تغییر شکل یافته ،اما می توان آن ها را تشخیص داد.

● صداها:

زبان ها صداهای گوناگون دارند. گرچه تمام افراد از صدا های اصلی یکسانی استفاده می کنند ، بعضی از صداها در بعضی زبان ها در زبان مادری یافت نمی شود. صدای (o) اسپانیایی دقیقا همان (o) زبان انگلیسی نیست. بعضی از حروف صدادار زبان فرانسوی در زبان انگلیسی وجود ندارند. در حالیکه ( (rفرانسوی برای افراد انگلیسی زبان خیلی دشوار است ،

( (rچینی به آن خیلی شبیه است. مدتی طول می کشد تا با این صداها ی جدید آشنا بشوید. بسیاری از افراد تلاش زیادی برای یادگیری این صداها نمی کنند و از این رو یادگیری این زبان تا حدی برای آن ها دشوار بنظر می رسد.

● تن صدا:

تعداد کمی از زبان ها از تن صدا استفاده می کنند. یعنی از زیرو بمی صدا برای تلفظ کلمات استفاده می کنند. این کار بسیار دقیق و ظریف است و برای کسانی که قبلا از آهنگ زیرو بم صدا استفاده نکرده اند ، دشوار است. چینی تنها زبانی نیست که از تن و آهنگ صدا استفاده می کند. زبان سوئدی هم از این آهنگ زیرو بم صدا کمک می گیرد ، اما نه به پیچیدگی زبان چینی. این کار را می توان با گوش دادن به گویندگان این زبان ها یاد گرفت. مثال هایی از آهنگ صدا را هم می توان در زبان انگلیسی یافت که تعداد کمی را تشکیل می دهند و فقط در موارد خاصی بکار می روند. برای مثال در انگلیسی آمریکایی متداول است که تن صدا در آخر جملات سوالی بالا برود.

● سیستم نوشتاری:

بعضی از زبان ها از سیستم نوشتاری و خط گوناگونی استفاده می کنند که تاثیر اصلی بر یادگیری آسان و سخت زبان خواهد داشت. بسیاری از زبان های اروپایی خط مشابهی با زبان انگلیسی دارند. اما دارای علائم و نشانه های دیگری هم هستند که صداها ی خاصی را نشان می دهد. مثل حرف (o)نروژی که خطی روی آن دارد یا ( (nاسپانیایی که یک خط قوس دار روی آن قرار می گیرد. معمولا یادگیری این حروف آسانی نیست. اما بعضی زبان ها که از این هم پیشتر می روند ، دارای الفبای متفاوتی هستند. یونانی ، هندی ، روسی و بسیاری از زبان های اسلاوی اروپای شرقی از خط متفاوتی استفاده می کنند. این امر آموختن زبان را پیچیده تر می کند. بعضی زبان ها مثل یهودی ، عربی ، از راست به چپ نوشته می شوند که به دشواری مطلب می افزاید.

بعضی از زبان های آسیایی مثل ژاپنی ، کره ای و چینی بیشتر از یک سیستم نوشتاری استفاده می کنند. این زبان ها تا حدی از خط رومانی (مثل حروف انگلیسی) استفاده می کنند. زبان چینی مادر تمام سیستم های دشوار نوشتاری است. در این زباک برای نشان دادن یک کلمه از یک سمبل و نشانه استفاده می شود. یعنی باید هزاران سمبل مختلف را برای خواندن زبان چینی بیاموزید. بعلاوه ، این نشانه ها شکل آواشناسی ندارند ، بنابراین مشکل بتوان پی برد که چگونه تلفظ می شوند . برای مثال حتی اگر زبان اسپانیایی را بلد نباشید ، می توانید کلمه ((palabra را حدس بزنید ، اما زمانی که به یک کلمه چینی نگاه می کنید ، سردرگم می شوید.

● اختلاف فرهنگی:

بعضی از زبان ها در واقع دارای جوانب فرهنگی هستند که ساختار زبان را تشکیل می دهند. در زبان انگلیسی می توان با افراد ناشناس مودبانه صحبت کرد. اما در بسیاری از زبان ها ی اروپایی ، کلمات متعددی برای کلمه ی you یا همان شما بکار می رود. این بستگی دارد که با چه کسی صحبت می کنید. حتی اگر بخواهید مطلب یکسانی را بیان کنید. سطح احترام در ژاپنی تا حد زیادی رعایت می شود و کلمات متفاوتی مورد استفاده قرار می گیرد. بستگی دارد که بخواهید با خواهرتان ، با یک غریبه ، با رئیس تان یا با رئیس جمهور حرف بزنید.

آنچه یک زبان را از زبان دیگر دشوار تر می سازد ، تنها به زبان مادری تان یا دیگر زبانهایی که بلد هستید، مربوط نیست. عوامل دیگری هم مانند هوش ، استعداد ذاتی و طبیعی تان برای یادگیری زبان ، حافظه و مهارت شنوایی تان نیز موثرند.

بسیاری از این موارد می تواند با تمرین پیشرفت یابند. آیا یادگیری اسپانیایی کار آسانی است ؟ ضرورتا اگر زبان مادریتان انگلیسی باشد ، در مقایسه با زبان های دیگر این زبان آسان تر خواهد بود. چون از خط مشابهی استفاده می کنید. تلفظ آن در مجموع بسیار شبیه بوده و گرامر آن چندان دشوارنیست و بسیاری از کلمات آن آشناست. اگر زبان مادریتان ایتالیایی باشد، کار به مراتب راحت تر است. اگر زبان مادری تان چینی باشد، احتمالا اصلا کار آسانی نیست.

موسسه دفاع از زبانهای مانتری کالیفرنیا ،از زبان های بسیار آسان تا زبان های خیلی دشوار به چهار گروه تقسیم کرده است. این ارزیابی بر اساس تعداد ساعات مورد نیاز برای آموزش هر زبان صورت گرفته است.

۱) گروه اول : زبان های آفریقایی ، دانمارکی ، آلمانی ، فرانسوی ، ایتالیایی، نروژی ، پرتغالی ، رومانی ، اسپانیایی ، سوئدی ، سواهیلی ، تعداد ساعات مورد نیاز برای آموزش این زبان ۴۸۰ ساعت می باشد.

۲) گروه دوم: زبان های بلغاری، فارسی ، یونانی ، هندی ، اردو ، اندونزی ، مالی است که ۷۲۰ ساعت برای آموزش آنها نیاز است.

۳) گروه سوم: زبان های بنگالی ، چک ، فنلادی ، یهودی ، لهستاین ، نپالی ، روسی ، تایی ، ترکی و ویتنامی است. ساعات مورد نیاز برا آموزش آنها ۷۲۰ ساعت می باشد.

۴) گروه چهارم : زبانهای عربی ، چینی ، ژاپنی ، کره ای است . تعداد ساعات مورد نیاز برای آموزش آن ها ۱۳۲۰ ساعت می باشد.

ترجمه از: مریم ابدالی
http://ezinearticles.com/?What is the Hardest Language to Learn
http://ezinearticles.com/?What Makes One Language Harder or Easier Than Another
http://www personal.umich.edu/~wbaxter/howhard.htm
مریم ابدالی

تفاوت های آموزش زبان انگلیسی در موسسات زبان و مدارس

محمدحسین ملکی- یادگیری زبان انگلیسی از دیرباز مورد توجه بسیاری از علاقه مندان به این زبان در سراسر جهان بوده است. با گسترش جوامع و برقراری بیشتر مناسبات اقتصادی، فرهنگی و سیاسی در بین کشورها و نیز پیشرفت شگفت انگیز دانش بشری و علوم، با گسترده شدن وسایل ارتباط جمعی و رسانه های شنیداری و دیداری، ورود رایانه ها به محل کسب و کار و زندگی انسان ها و احتیاج و اشتیاق آنها به تبادل نظر و کسب تجربه از یکدیگر و انجام داد و ستدهای مختلف باعث شده است که نیاز به استفاده از یک زبان مشترک که همان زبان بین المللی انگلیسی است، بیشتر از گذشته احساس شود. در کشور  ما نیز ده ها سال است که با همت برنامه ریزان، مولفان، معلمان و دبیران گرانقدر زبان انگلیسی، آموزش زبان در مدارس بویژه از سال اول راهنمایی به بعد صورت می گیرد اما نکته در اینجاست که چرا بیشتر فارغ التحصیلان و دیپلمه های ما قادر به مکالمه زبان انگلیسی نمی باشند؟ و مهارت خواندن و درک مطلب آنها در استفاده از متون زبان انگلیسی ضعیف است؟ و باعث تاسف تر اینکه، همین فارغ التحصیلان وقتی می خواهند در آزمون کنکور در دانشگاه ها شرکت کنند، بار دیگر مجبورند به موسسات مختلف مراجعه و ثبت نام کنند و همه آنچه را قبلا در مدارس خوانده اند اینک  در آنجا بخوانند. حتی با تمام تلاشی که در آموزش و پرورش انجام می شود نتیجه کار آنچنان که باید باشد، نیست. می توان بخشی از علت ها را به این صورت بسته بندی کرد:دانش آموز: زبانآموزی که به موسسه زبان می رود دارای علاقه و انگیزه یادگیری است. و حاضر است حتی مسیری طولانی را طی کند تا به آنجا برسد. حال آنکه همه دانش آموزان در مدارس لزومان به زبان انگلیسی علاقه مند نیستند. بلکه برنامه ریزی درسی در آموزش و پرورش به گونه ای است که اگر مثلا در یک کلاس 30 نفری، 3 نفر به زبان علاقه مند نباشند، مجبورند تا آخر همان ترم یا سال در سر کلاس حضور داشته باشند. زبانآموزی که در یک موسسه زبان ثبت نام می کند در بدو ورود توسط موسسه تعیین سطح می شود و با توجه به سطح علمی وی در درس زبان، کلاس و استاد او در نظر گرفته می شود. حال آنکه در کلاس های مدارس سطح بندی وجود ندارد و دانش آموزان با سطح نمره های مختلف (از 0 تا 20) می توانند در یک کلاس با هم درس بخوانند.معلمان و اساتید: معلمان و اساتید نیز در موسسه های زبان تعیین سطح و مصاحبه و گزینش می شوند و علاوه بر دانش زبانی، باید به روش های تدریس روز نیز آشنا باشند. گر چه در آموزش و پرورش نیز معلمان و دبیران زبان دارای مدارک تخصصی متناسب با رشته تدریس خود باشند اما لزومی ندارد که همه آنان مسلط به مکالمه باشند و یا هر چند وقت یکبار دوباره از نظر علمی ارزیابی و گزینش شوند. معلمان و اساتید زبان در موسسات باید دانش خود را دائما به روز نگه دارند و با کتاب های جدید و تازه منتشر شده در رشته تدریس خود آشنا باشند و روش تدریس آنها را بدانند در غیر اینصورت از گروه مدرسان آن موسسه حذف خواهند شد. حال آنکه در آموزش و پرورش وقتی کتابی تالیف می شود گاه تا یک دهه و شاید بیشتر، همان کتاب تدریس می شود و معلم زبان کافی است فقط روش تدریس همان کتاب را بداند. روش تدریس معلمان و اساتید زبان در موسسات تا حدود بسیار زیادی یکسان و برنامه ریزی شده است. زیرا کتاب هایی که در موسسات مورد استفاده قرار می گیرند دارای کتاب راهنمای معلم (dooks teacher) می باشند و معلم زبان با مطالعه آنها می تواند تدریس خود را مرحله به مرحله به دقت انجام دهد. در صورتی که در کلاس های زبان مدارس روش های تدریس متفاوت است و هر معلمی روش و شیوه های تدریس خود را دارد.کتاب:کتاب هایی که در موسسات تدریس می شوند عموما از نظر محتوای زبانی بسیار غنی تر از کتاب های زبان مدارس هستند و توسط نویسندگان یا گروه مولفان انگلیسی زبان (speakers native) نوشته شده اند مولفانی که از متخصصان بنام رشته زبان انگلیسی در دانشگاه هایی همچون آکسفورد، کمریج و ... می باشند. علاوه بر اینها، هدف آموزش کتاب مشخص است. یا برای مکالمه است، یا به نکات دستوری پرداخته است و شاید هم اختصاص به تقویت مهارت های خواندن و درک مطالب دارد و گاه تلفیقی از همه مهارت هاست. ظاهر کتاب ها مانند طرح روی جلد، نوع کاغذ استفاده شده صفحه آرایی، استفاده از رنگ ها و تصاویر متنوع و نیز نوع حروف به کار رفته در تایپ جمله ها، همگی یک کتاب شیک و جذاب را به رخ زبان آموز می کشد. چیزی که در کتاب های زبان مدارس تا حدود زیادی جایش خالی است. کتاب های موسسات دارای امکانات جنبی مانند کتاب حمل تمرین (dook work) و نیز کاست تلفظ یا لوح های فشرده صوتی یا تصویری می باشند. چیزی که بر جذابیت کتاب ها افزوده است و یادگیری را از لذت بخش تر و آسان تر نموده است.قوانین و مقررات/ امکانات:اگر شاگردی با رتبه علمی بالا از یک موسسه زبان فارغ التحصیل شود، از وی در صورت نیاز برای تدریس در همان موسسه دعوت می شود. اما قوانین و مقررات حاکم بر آموزش و پرورش اجازه تدریس به دانش آموزان ممتاز را به این صورت نمی دهند مگر اینکه متقاضی تدریس، مراحل مختلف استخدامی را در این وزارتخانه طی کند و به عنوان دبیر رسمی و یا حق التدریس مشغول به کار شود. ضمنا بسیاری از موسسات معتبر زبان به دلیل برخورداری از شرایط اقتصادی خوب قادر به احداث آزمایشگاه زبان می باشند. محیطی که در آن زبان آموز بدون شنیدن سر و صدای بیرون از کلاس می تواند در صندلی مخصوص به خود بنشیند و با استفاده از وسایل کمک آموزشی مانند فیلم، ضبط صوت، هدفون، لوح های فشرده و ... به تقویت مهارت های زبانی خود بپردازد. امید است که انشا»الله ما نیز در آینده ای نه چندان دور شاهد تحولاتی چشم گیر در عرصه تعلیم و تربیت فرزندان شایسته مرز و بوم خود باشیم. تحولی که سزاوار آنهاست و باعث بالندگی بیشتر آنان در عرصه های علمی خواهد شد. به امید آن روز.